تبلیغات
ئابا ژیار - پزشک و مهندس
قرن ما روزگار مرگ انسانیت است.........

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

دانلود آهنگ جدید

ابزار وبلاگنویسان

گالری عکس

فال حافظ

تعبیر خواب آنلاین

تعبیر خواب

Varzesh3.com ورزش سه

Free Weather Widget
YoWindow.com yr.no
سه شنبه شانزدهم آبانماه سال 1391-ساعت 08 و 09 دقیقه و 56 ثانیه



یک پزشک و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند
پزشک رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند
و پتو را روى خودش کشید. پزشک دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال
می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و
اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت
خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، پزشک پیشنهاد دیگرى داد
گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را
جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت
داد که با پزشک بازى کند پزشک نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین
می‌آید ۴ پا؟» پزشک نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد واطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدردبخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت وبا یکى دو نفر هم گپ د ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد.
مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. پزشک بعد از کمى مکث، او
را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه
کلمه‌اى بر زبان آورد, دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!!




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه شانزدهم آبانماه سال 1391 ساعت 08 و 15 دقیقه و 40 ثانیه


Latanya
جمعه هفدهم آذرماه سال 1396 ساعت 11 و 14 دقیقه و 59 ثانیه
What a data of un-ambiguity and preserveness of
valuable familiarity on the topic of unexpected feelings.
How long does Achilles tendonitis last for?
شنبه هجدهم شهریورماه سال 1396 ساعت 19 و 16 دقیقه و 44 ثانیه
Howdy! This post could not be written much better!
Reading through this post reminds me of my previous roommate!
He always kept talking about this. I am going to send
this information to him. Fairly certain he will have a great read.
Thank you for sharing!
travis3pennington68.yolasite.com
سه شنبه هفدهم مردادماه سال 1396 ساعت 11 و 13 دقیقه و 03 ثانیه
Helpful info. Fortunate me I found your website by accident, and I am stunned why this coincidence didn't took place in advance!
I bookmarked it.
BHW
پنجشنبه سی و یکم فروردینماه سال 1396 ساعت 06 و 57 دقیقه و 57 ثانیه
Hi there to every one, since I am actually eager of reading this web site's post to be updated on a regular basis.
It contains nice material.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر